تو کنیزِ حیدری ، من هم غلامِ خانه ات
روسپیدم کن قبولم کن در این کاشانه ات
سفره دار سفرهٔ اهل ادب هستی تو و
گشته عباسِ تو عباس از قبالِ دانه ات
هر که خواندت فاطمه ، گفتی منم ام البنین
حجب را شرمنده کردی ای ادب دیوانه ات
بعد از آن آتش ، گلستانِ تو روییدن گرفت
حیف باز آتش زده دشمن بر این گلخانه ات
کاروان برگشته اما چشمِ تو دنبال کیست؟
واحسینم واحسینا روضه ی جانانه ات
غم مخور عباس، بی عشق و امامش برنگشت
از چه خیلِ غصه هایت ریخته بر شانه ات
ای حزین ، ای بی بنین، یارِ امیرالمومنین
دیگر این دنیا شود ای فاطمه ویرانه ات
****
دستش افتاد و به طفلان دید آن احساس را
مُرد وقتی ، مشک همراهی نکرد عباس را
#حامد_آقایی
در روضه ات مخواه, تماشا کنم فقط...
ما را در سایت در روضه ات مخواه, تماشا کنم فقط دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 188