بعد او شهر نبی رنگ عذاب آور گرفت
خار در چشم علی جا تیغ در حنجر گرفت
عاقبت مزد رسالت بر محمد .ص. داده شد
امت سرکش نشان داد اجر ، پیغمبر گرفت
دست بسته چه کشیده مرتضی در معرکه
تاکه زهرا جای او در پشت در سنگر گرفت
آتش و مسمار و در همدست باهم گشته بود
تا لگدها محسنش را آخر از مادر گرفت
با تعجب هرکه حیدر را به کوچه دید گفت
این بود مردی که با دستش در خیبر گرفت ؟
تا مغیره دید دست او به دست فاطمه ست
جان زهرا را به شلاقش همان کافر گرفت
از مغیره خوش ندارد شیعه همچون حرمله
اولی مادرگرفت ، او طفل از مادر گرفت
تا رها کرد از کمان مقصود بابا بود لیک
تیر او جا بر گلوی حنجر اصغر گرفت
#حامد_آقایی
در روضه ات مخواه, تماشا کنم فقط...
ما را در سایت در روضه ات مخواه, تماشا کنم فقط دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 163